منشور تهاجم فرهنگی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب


منشور تهاجم فرهنگی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب

چه کسانی باید با تهاجم فرهنگی مبارزه کنند…

– هدف این تهاجم با چنین ابعادى، اسلام و انقلاب و ما هستیم. البته، شکى نیست که مقابله با این تهاجم، پول و بودجه و امکانات و پشتیبانی‏هاى سیاسى دولت را مى‌خواهد؛ اما دولت پول بدهد و پشتیبانى بکند که چه بشود؟ طبیعى است که فکرى پخش بشود. آن فکر کجا تولید خواهد شد؟ آیا آن هم در دولت است یا در حوزه؟ این‏ها انتظاراتى است که از حوزه مى‌رود.
– یک وقت فرهنگى، تمدنى، عقیده‌اى و یا مکتبى بر بشر عرضه مى‌شود که ممکن است جهات خیلى خوبى هم در آن باشد. مثلا مجموعه‌ى تفکرات مکتب عرضه شده، موجب گردد که نیروهاى درونى افراد بشر بهه کار بیافتد؛ استعدادهایشان شکوفا شود؛ کار کنند، ابتکار کنند، سازندگى کنند، تولید ثروت کنند و دنیا را نوسازى کنند. این خصوصیات هم ممکن است در مکتب عرضه شده باشد. اما همین مکتب، عیبى هم در درون خود داشته باشد، که موجب شود همین مردمى که این بهره‌ها را از قبل این مکتب مى‌برند، زیان‏هاى سختى تحمل کنند که گاهى آن زیان‏ها، از این منافع هم بیشتر مى‌گردد. مثال واضحش، تفکر غرب و فرهنگ سرمایه‌دارى و آزادى فردى و لیبرالى رایج در غرب است.
– بنده مکرر راجع به غرب و تهاجم فرهنگ غربى حرف مى‌زنم. معناى صحبت‏هاى بنده، صرفاً این نیست که فرهنگ غرب از باى بسم‌الله تا تاى تمت، همه‌اش خراب و خرابى و بدى است. اگر این گونه بود، شهروندانن ممالک غربى، از اول آن را نمى‌پذیرفتند و اصلاً تحمل نمى‌کردند. بنابراین، فرهنگ مذکور، نقاط مثبتى دارد که آن نقاط مثبت، چشم مردم را گرفت و جوامع را به خود جذب کرد.

– مردم را هدایت کنید؛ ذهن مردم را روشن کنید؛ مردم را به فراگرفتن دین تشویق کنید؛ دین صحیح و پیراسته را به آن‏ها تعلیم دهید؛ آن‏ها را به فضیلت و اخلاق اسلامى آشنا کنید؛ با عمل و زبان، فضیلت اخلاقى را درر آن‏ها به وجود آورید؛ مردم را موعظه کنید؛ از عذاب خدا، از قهر خدا، از دوزخ الهى بترسانید؛ انذار کنید – انذار سهم مهمى دارد؛ فراموش نشود آن‏ها را به رحمت الهى مژده دهید؛ مؤمنین و صالحین و مخلصین و عاملین را بشارت دهید؛ آن‏ها را با مسایل اساسى جهان اسلام و با مسایل اساسى کشور آشنا کنید. این مى‌شود آن مشعل فروزانى که هر یک از شما عزیزان این مشعل را در هرجا روشن کنید، دل‏ها روشن خواهد شد؛ آگاهى به وجود خواهد آمد؛ حرکت به‌وجود خواهد آمد؛ ایمان عمیق خواهد شد. مؤثرترین حربه علیه این تهاجم فرهنگى و شبیخون نامردانه‌ى دشمن همین است؛ از این به‌شدت نگرانم.
مومنین و خودی‏ها

– در مقابل تهاجم، عناصر مؤمن خودى مى‌توانند بایستند. عناصر مؤمن خودى را، هرجا که هستند، گرامى بدارید. حرف من این است. به عناصر خودى تکیه کنید. منظور من این نیست که اگر کسى، جوان انقلابى نیست، دستش را بگیرید بگذاریدش بیرون؛ نه. چه کسى چنین چیزى را مى‌گوید؟ اصلاً منطق اسلام که این نیست؛ منطق انقلاب که این نیست. میدان بدهید. به همه میدان بدهید. هرکس که مى‌خواهد براى این ملت کار کند، کار کند. من مى‌گویم اجازه‌ى منزوى شدن عناصر خودى را ندهید.
– این ملت، براى این‌که حیثیتش و کیان حقیقى و انسانى و اسلامى و انقلابى و فرهنگ ملى‌اش حفظ شود، احتیاج به مجاهدت و مقاومت و ایستادگى در مقابل تهاجم دشمن و تهاجم کردن به نقاط ضعف دشمنن دارد. این کار را خودی‏ها مى‌توانند بکنند. من حرفم فقط همین است.
– من مى‌گویم: اگر مى‌خواهید هنر این کشور رشد و اعتلا پیدا کند، به هنرمند جوان مؤمن تکیه کنید. او مى‌تواند از اسلام و از انقلاب و از این کشور دفاع کند.
– و الا آن کارگردان یا تهیه کننده‌اى که وقتى فیلم را مى‌سازد، از پیش فکر مى‌کند که «این نکته را در این فیلم خواهم گنجاند، تا یکى از پایه‌هاى اعتقادى این نظام را هدف قرار دهم» که از اسلام و انقلاب دفاعع نمى‌کند! بازبان خاص فیلم و با همان شکلى که در فیلم امکان دارد، کار خودش را انجام مى‌دهد. یعنى اکتفا نمى‌کند به این‌که به انقلاب کمک نکند. فیلم مى‌سازد براى این‌که به انقلاب حمله کند! از اول که این فیلم را مى‌سازد، یا این داستان را مى‌نویسد، هدفش این است که کارایى نظام اسلامى را زیر سؤال ببرد و بگوید: «این نظام اسلامى، کارایى ندارد.» از اولى که این مقاله را مى‌نویسد یا این اثر هنرى را تولید مى‌کند، هدفش این است که نشان دهد این دولت کارایى ندارد؛ توان اداره ندارد. این، درحال خدمت به مصالح این کشور است یا درحال خیانت؟ به این مى‌شود تکیه کرد؟! معلوم است که نمى‌شود تکیه کرد!
– ما البته تصمیم نگرفته‌ایم کسانى را که خیال کرده‌ایم خدمت نمى‌کنند یا خیانت مى‌کنند، یکى یکى به قانون معرفى کنیم؛ نه. هنوز خیلى کارها در این کشور در زمینه‌ى فرهنگى وجود دارد که باید انجام گیرد. منظورمم این است که در محیط‏هاى فرهنگى، به نیروهاى مؤمن تکیه شود. این‏ها سدى در مقابل تهاجم فرهنگى هستند.

جوانان با اخلاص

– دشمن از راه اشاعه‌ى فرهنگ غلط – فرهنگ فساد و فحشا – سعى مى‌کند جوان‏هاى ما را از ما بگیرد.
– کارى که دشمن از لحاظ فرهنگى مى‌کند، یک تهاجم فرهنگى بلکه باید گفت یک «شبیخون فرهنگى» یک «غارت فرهنگى» و یک «قتل عام فرهنگى» است.
– امروز دشمن این کار را با ما مى‌کند. چه کسى مى‌تواند از این فضیلت‏ها دفاع کند؟ آن جوان مؤمنى که دل به دنیا نبسته، دل به منافع شخصى نبسته و مى‌تواند بایستد و از فضیلت‏ها دفاع کند. کسى که خودش آلودهه و گرفتار است که نمى‌تواند از فضیلت‏ها دفاع کند! این جوان بااخلاص مى‌تواند دفاع کند. این جوان، از انقلاب، از اسلام، از فضایل و ارزش‏هاى اسلامى مى‌تواند دفاع کند.
– چندى پیش گفتم: «همه امر به معروف و نهى از منکر کنند.» الآن هم عرض مى‌کنم: نهى از منکر کنید. این، واجب است.این، مسؤولیت شرعى شماست. امروز مسؤولیت انقلابى و سیاسى شما هم هست.
معلمان

– من مى‌گویم وظیفه‌ى معلم و فرهنگى و دانش‌آموز که این‏ها در مرکز دایره قرار دارند و همچنین همه‌ى کسانى‌که با امور فرهنگى کشور سر و کار دارند، یک جهاد و مبارزه‌ى طولانى است.[۶]

بسیج

– ترکیب نیروهاى مسلح در کشور ما یک ترکیب منطقى و عالى است. ارتش در جاى خود، سپاه در جاى خود، بسیج در جاى خود، نیروى انتظامى در جاى خود؛ هر کدام با وظایف مشخص مشغول کارند و محصول همه‌ى این‏ها عبارت است از امنیت کشور. و آن وقتى که دشمن قصد تهاجم داشته باشد – چه تهاجم فرهنگى، چه تهاجم شهرى و شهروندى، چه تهاجم از بیرون مرزها – حضور این نیروها براى این ملت مایه‌ى افتخار است؛ مایه‌ى سربلندى و عزت است.[۷]

مداحان

– شما جوانهایى که اهل خواندن و سرودن و بیان کردن و برنامه اجرا کردن هستید، به نیاز امروز جامعه‌ى اسلامى نگاه کنید، ببینید چقدر ملت ما، جوان‏ها و جامعه‌ى ما در کشاکش طوفان‏هاى گوناگون تهاجم سیاسى و فرهنگى و انواع و اقسام تلقینات و تبلیغات، به نگاه نو، به روحیه‌ى سرشار از امید، به دل لبالب از اطمینان به آینده، فهمیدن راه روشن احتیاج دارد. این را همه باید انجام دهند؛ هر کسى به یک نحوى. و شما می‏توانید سهم وافرى در این زمینه داشته باشید.[۸]

شورای عالی انقلاب فرهنگی

– در عرصه‏ی تهاجم پیچیده و فراگیر فرهنگِ جبهه‏ی استکبار برضد نظام اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی همچون یک قرارگاه اصلی، وظیفه‏ی سیاستگذاری راهبردی و هدایت دستگاه‌ها و مراکز تأثیرگذار فرهنگی و بخش‌های اجرایی را برعهده دارد. [۹]

معارضه با تهاجم فرهنگی در صدر برنامه‌های رسانه‌ای

– در حال حاضر و بخصوص پس از شکست کامل مارکسیزم، استکبار غرب براى گسترش سیطره‌ى سیاسى و الحادى خود بر ملت‏هاى انقلابى، عمدتاً از محورها و شیوه‌هاى فرهنگى بهره مى‌گیرد.
– معارضه‌ى شایسته با تهاجم فرهنگى غرب در ابعاد مختلف، باید در صدر برنامه‌هاى رسانه‌هاى عمومى قرار گیرد.
– بى‌تفاوتى و مسامحه در برابر این تهاجم فرهنگى، که گاه با قلم عناصر مطرود و خودباخته‌ى داخلى صورت مى‌گیرد، زیان‏هاى جبران‌ناپذیرى در بر خواهد داشت.[۱۰]

غلبه فرهنگی، در بقیه زمینه‌ها هم غلبه می‌آورد

– در زمینه‌هاى فرهنگى هم عرض کنم: این دیگر مخصوص ما نیست. همه‌ى ملت‏هاى زنده‌ى دنیا، بر این متفقند که اگر ملتى اجازه داد فرهنگ ملى‌اش پایمال تهاجم فرهنگ‏هاى بیگانه شود، آن ملت از دست رفته است.
– ملت غالب، ملتى است که فرهنگش غالب است. غلبه‌ى فرهنگى است که مى‌تواند غلبه‌ى اقتصادى و سیاسى و امنیتى و نظامى و همه چیز را هم با خود به دنبال بیاورد.[۱۱]

جهاد صدا و سیما در مقابل جنگ فرهنگی استکبار

– شرایط عام کشور نیازمند آن است که دستگاه تبلیغاتى صدا و سیما سیاستى نوین و متناسب با پیشرفت‏هاى همه جانبه‌ى کشور در پیش گیرد و فضاى فرهنگى جامعه را از یکسو همگام با سیر شتابنده‌ى سازندگى و رشد و توسعه عمومى و از سوى دیگر همخوان با اصول انقلاب و مبانى اساسى اسلام تجهیز کند و نیز به اقتضاى مقابله با تهاجم تبلیغاتى و فرهنگى استکبار و ایادى‌اش میدان پیکار رسانه‌ها را هم در جبهه‌ى تبیین و تعمیق و تکریم اصول شور انگیز انقلاب اسلامى و هم در جبهه‌ى توزیع تلاش فداکارانه‌ى مسؤولان کشور و قواى سه‌گانه به خصوص قوه‌ى مجریه‌ى سخت‏کوش و خستگى نشناس با روش‏هاى نوین و پیشرفته و خردمندانه با جهادى بزرگ و هوشیارانه بیاراید.
– در همه‌ى برنامه‌ها جهت کلى مقابله با تهاجم تبلیغاتى و فرهنگى و خبرى استکبار باشد.
– این اصل مهم نه تنها در خبر که در گزارش‏ها برنامه‌هاى علمى و اجتماعى و سیاسى و به خصوص در برنامه‌هاى هنرى و سرگرم کننده مانند نمایش و داستان‏هاى یکه یا دنباله‌دار باید رعایت شود.
– این نکته به درستى براى همه‌ى کارکنان روشن گردد که فرهنگ مهاجم بیگانه از راه نمایش‏ها و برنامه‌هاى سرگرم کننده بیش از گفتگوى رویاروى بر ذهن و عمل مردم اثر مى‌گذارد و از این اثر گذارى ناخواسته هوشیارانه و خردمندانه جلوگیرى شود.[۱۲]
– صدا و سیما نه وسیله‌یى صرفاً براى سرگرمى یا خبررسانى – که مدرسه‌یى عمومى براى همه‌ى قشرها در سراسر کشور است و برنامه‌هایى که از آن پخش مى‌شود چه مثبت و چه منفى، آثارى عمیق در روحیه و فکر و رفتار و فرهنگ و بینش مخاطبان خود بر جاى مى‌گذارد. وظیفه‌ى گردانندگان این رسانه‌ى سراسرى از این رو بسیار خطیر و سنگین است. اندکى غفلت از گردش امور و بى‌توجهى به تصمیم‌گیری‏ها و برنامه‌ریزی‏ها در آن، گاه آثار بى‌جبرانى بر جاى مى‌گذارد.
– پخش برنامه‌هاى هنرى و فیلم‏ها و گزارش‏هایى که جوانان و کودکان را به رفتار سالم و اندیشه‌ى درست رهنمون مى‌شود و دین‏دارى و تعهد و انضباط و محبت و تعاون و حضور در صحنه‌هاى انقلابى و سیاسى را به آنان مى‌آموزد، و عشق به فرهنگ و میهن و مردم خویش را در آنان پدید مى‌آورد، کارى درخشان و حسنه‌یى ماندگار است و کشور را در برابر امواج تهاجم فکرى و فرهنگى و تبلیغاتى بیمه مى‌کند.[۱۳]
تعریف مفهومی جنگ نرم
جنگ به عنوان بخشی از طبیعت بشر شناخته می شود که در تاریخی به قدمت تاریخ بشر فراز و نشیب فراوانی داشته و به رویکردهای مختلفی تقسیم شده است. شناخته شده ترین نوع این تقسیم بندی بر مبنای شدت جنگ است که جنگ را به منازعات کم شدت، شدید و تمام عیار تقسیم بندی کرده اند.

در نوع دوم دسته بندی جنگ، آن را از نظر به کارگیری سلاح به طیف های جنگ نرم و جنگ سرد تفکیک می کنند. همچنین جنگ از حیث آشکار یا مخفی بودن به جنگ آشکار، جنگ نیمه پنهان و جنگ پنهان تقسیم می گردد.

دسته بندی بعدی، طیف شناسی جنگ از حیث موضوع آن است که به جنگ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی دسته بندی شده است.

جنگ به عنوان بخشی از طبیعت بشر شناخته می شود که در تاریخی به قدمت تاریخ بشر فراز و نشیب فراوانی داشته و به رویکردهای مختلفی تقسیم شده است. شناخته شده ترین نوع این تقسیم بندی بر مبنای شدت جنگ است که جنگ را به منازعات کم شدت، شدید و تمام عیار تقسیم بندی کرده اند.

در نوع دوم دسته بندی جنگ، آن را از نظر به کارگیری سلاح به طیف های جنگ نرم و جنگ سرد تفکیک می کنند. همچنین جنگ از حیث آشکار یا مخفی بودن به جنگ آشکار، جنگ نیمه پنهان و جنگ پنهان تقسیم می گردد.

دسته بندی بعدی، طیف شناسی جنگ از حیث موضوع آن است که به جنگ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی دسته بندی شده است.

نوع دیگر طیف شناسی جنگ بر مبنای ابزار و روش تحمیل اراده است. بر مبنای این شاخص جنگ، شامل جنگ نرم و جنگ سخت است. این نوع تفکیک ابتدا در مورد تفکیک قدرت، به قدرت نرم و سخت از سوی جوزف نای انجام شده و سپس در دهه تخیر از سوی سایر اندیشمندان تکامل یافته است.

در پاسخ به این پرسش که جنگ نرم چیست، صاحبنظران و محققان پاسخ های متفاوتی داده اند. مفهوم جنگ نرم که در برابر جنگ سخت به کار می رود دارای تعریف واحدی نیست که مورد پذیرش همگان باشد و تلقی و برداشت افراد جریان ها و دولت های گوناگون از جنگ نرم تا حدی متفاوت است. همچنین در برخی از تعریف ها مرز بین جنگ نرم، عملیات روانی، قدرت نرم و تهدید نرم مشخص نیست. برخی از پاسخ ها به این پرسش عبارت است از:

الف) گروهی جنگ نرم را عبارت از استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که می دانند که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود.

ب) برخی تلاش برنامه ریزی شده برای استفاده از ابزارها و روش های تبلیغی، رسانه ای، سیاسی و روان شناختی برای تاثیر نهادن بر حکومت ها، گروه ها و مردم کشورهای خارجی به منظور تغییر نگرش ها، ارزش ها و رفتارهای آنان را جنگ نرم می دانند.

ج) جنگ نرم عبارت است از هر گونه اقدام غیر خشونت آمیز که ارزش ها و هنجارهای جامعه هدف را مورد هجوم قرار می دهد و سر انجام منجر به تغییر در الگوهای رفتاری مورد نظر نظام حاکم تعارض دارد.

د) جنگ نرم نوعی جنگ سرد است که سرانجام به استحاله فرهنگی جامعه منجر می گردد.

جنگ نرم پدیده هایی همچون تهاجم فرهنگی، عملیات روانی، نافرمانی مدنی، جهانی سازی فرهنگ و جز اینها را نیز در بر می گیرد و اعم از آن است.

ه) جنگ نرم یک اقدام عمدی و تدبیر شده است.

و) قصد اصلی عاملان جنگ نرم تغییر هوییت فرهنگی و تخریب الگوی سیاسی موجود است که با تاثیر نهادن بر باورها و نگرش های پایه ای در بلند مدت محقق می شود.

ز) آماج جنگ نرم به مردم کشورها محدود نمی شود بلکه دولتمردان و نخبگان را نیز هدف قرار می دهد.

ح) در نهایت جنگ نرم مبتنی بر منابع قدرت نرم، روش های خشونت آمیز و قدرت اقناع وهمراه سازی است.

برای شناخت هر پدیده بهتر است ویژگی های متمایز کننده آن پدیده شمرده شود. ویژگی های ذیل که ناظر بر نقاط افتراق جنگ سخت . نرم است می تواند به شناخت جنگ نرم کمک کند:

الف) ذهنی و غیر محسوس بودن: جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت از ماهیت انتزاعی و ذهنی برخوردار است. بنابراین تشخیص به موقع آن دشوار است ولی جنگ سخت محسوس و همراه با واکنش و برانگیختن است. در جنگ نرم، کشف بازیگران، آرایش و گسترش دشمن مشکل بوده و کمتر موجب برانگیختن و واکنش می شود.

ب) تدریجی بودن: جنگ نرم در یک فرایند تدریجی خزنده و آرام اعمال می شود.

ج) ابهام آمیز بودن: عاملان جنگ نرم در پوشش دوست و به بهانه کمک به مخاطبان اقدامات خویش را به سامان می رسانند. از این رو نه تنها توده های نافرهیخته بلکه برخی از نخبگان اغلب در تشخیص و درک نیات آنان باز می مانند.

د) پر شمول و فراگیر نمودن: جنگ سخت اغلب گروه محدودی از افراد جامعه ( بیشتر نظامیان ) را آماج قرار می دهد. در حالی که جنگ نرم بر همه گروه های جامعه تاثیر می گذارد.

ه) غلبه بعد فرهنگی جنگ نرم بر سایر ابعاد: گرچه جنگ نرم همه ابعاد یک نظام به ویژه سه بعد سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد. ولی بعد فرهنگی آن برجسته تر از سایر ابعاد است و دگرگونی هویت فرهنگی نظام سیاسی موجود ناکارآمد گردیده و زمینه های فروپاشی آن فراهم می شود.

و) داشتن اثرهای عمیق: جنگ سخت، جز در موارد محدود، اثرهای کوتاه مدتی بر جامعه هدف بر جای می گذارد. در حالی که اثرهای جنگ نرم به ویژه در بعد فرهنگی می تواند همیشگی باشد. چرا که ممکن است موجب تغییر ارزش ها و هنجارهای جامعه و شخصیت افراد گردد.

ز) پیچیدگی جنگ نرم: جنگ نرم پیچیده، چند لایه و چند وجهی است. این جنگ لایه های شناختی، عاطفی، هیجانی، اجتماعی، معنوی، روانی و حتی جسمانی مخاطبان را آماج قرار می دهد. از این رو تشخیص آن کاری دشوار است. جنگ نرم محصول پردازش ذهنی نخبگان بوده و اندازه گیری آن مشکل است. در حالی که جنگ سخت عینی، واقعی و محسوس است و می توان آن را با ارائه برخی از معیارها اندازه گیری کرد.

ح) بین رشته ای بودن: در اعمال جنگ نرم از یافته های علوم گوناگون مانند روان شناسی،جامعه شناسی، علوم ارتباطات،مردم شناسی فرهنگی، علوم سیاسی و علوم دیگر استفاده می شود.

ت) عمدی بودن: جنگ نرم با طرح و نقشه پیشین و همراه با خصومخت و دشمنی به سامان می رسد. از این رو باید مصادیق جنگ نرم دشمن را که ناشی از ناکارآمدی و یا ضعف نظام است از آسیب های داخلی تفکیک نمود.

ی) شمول گسترده بازیگران: جنگ نرم دارای بازیگران گوناگونی است که هر یک برخی ابعاد سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه آماج را مورد تهدید قرار می دهد.

پیشنهادها

الف. بحث جنگ نرم باید در جامعه، نه تنها برای نسل امروز بلکه برای آیندگان نیز روشن شده و با یک فرهنگ سازی قوی و غنی در این مورد گام برداشته شود.

ب. حمایت همه جانبه مسئولین نظام اعم از دینی و دانشگاهی در این امر می تواند جلوه های بسیار خوبی را درباره ی این مسئله برای افراد جامعه به وجود آورد.

ج. همه ی مسئولان ارشد جامعه ایران اسلامی باید مقوله ی جنگ نرم را در تمام مراحل  کاری خود مدنظر قرار داده و جدی بگیرند.

د. انتشار کتاب هایی درباره جنگ نرم و ارائه آن به نسل جوان امروز می تواند ایدئولوژی های خلاف جامعه اسلامی را در جوانان که آینده سازان جامعه اسلامی می باشند، کمتر کند و یک سیستم فکریِ قوی و عقیدتی برای آنان به وجود آورد.

ه. بشارت قدس براساس سن، تحصیلات، محل زندگی و ….. جامعه هدف های مختلفی را تعریف و برای هر یک برنامه های تبیین شده ای دارد که توضیح تمام آنها در این مقاله ممکن نیست.

نتیجه گیری

در این مقاله سعی شد، به منظور درک اساسی از مقوله جنگ نرم و غرب علیه جمهوری اسلامی از منظر مقام معظم رهبری، چیستی، چرایی، اهداف، ابعاد و مبانی راهکارهای آن مورد بررسی قرار گیرد که نتیجه گیری آن در چند بند ذیل تلخیص می گردد :

جنگ نرم از جمله مسائلی است که در عصر ما ، به یکی از مباحث جدی در میان صاحب نظران تبدیل شد و بسیاری از اهل علم و فن ، اعتقاد دارند که در زمان ما ، جنگ نظامی جای خود را به جنگ نرم داده و قدرت ها تلاش می کنند، از راه تاثیرگذاری بر رسانه ها مثل مطبوعات ، ماهواره،دنیای مجازی و مراکز آموزشی کنترل افکار عمومی را در دست گرفته و به این ترتیب بر کشورهای مورد نظر مسلط شوند.
هدف اصلی در جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ، مقابله با عناصر و مولفه های قدرت نرم ومقوم های نظام جمهوری اسلامی است. به طور دقیق ، این هدف بر مقابله با عوامل موفقیت ما در مبارزه با رژم شاهنشاهی و دشمنان خارجی در دفاع مقدس ، متمرکز است.
جنگ نرم، نبردی است که در برابر رقبا و ددشمنان اعمال می شود و در این مبنا ، به معنای استفاده از قدرت نرم است ، یعنی یک نوع قدرت اغوا کننده و اقناع کننده ، یعنی تغییر ذهنیت ملت ها ، بنابراین جنگ نرم امروزه موثرترین ، کارآمدترین و کم هزینه ترین و در عین حال پیچیده ترین نوع تهدید علیه امنیت ملی یک کشور است ، چون می توان با کم ترین هزینه و یا حذف لشکرکشی و از بین بردن مقاومت های فیزیکی به هدف رسید.
جنگ نرم نه تنها یک تهاج فرهنگی ، بلکه یک شبیخون فرهنگی ، غارت و قتل عام فرهنگی می باشد.
جنگ نرم ، جنگ اراده و عزم ها ، سیاست ها و تدبیرها است.
جنگ نرم به وسیله دروغ و شایعه پراکنی نفوذ کرده و به وسیله ابزارهای فرهنگی و پیشرفته امروزی پیش می رود.
جنگ نرم ، مجموعه تحولاتی است که هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری مورد قبول نظام سیاسی را دگرگون   می سازد.
جنگ نرم ، سلطه ی کامل و همه جانبه در ابعاد سه گانه حکومت، اقتصاد و فرهنگ است.

که از طریق استحاله الگوهای رفتاری در این حوزه ها و جایگزین کردن الگوهای رفتاری مهاجم محقق می شود. رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در دو دهه اخیر، مهمترین راهبرد دشمن علیه جمهوری اسلامی را جنگ نرم معرفی کرده و آن را جنگ به وسیله ابزارهای فرهنگی و پیشرفته امروزی با دروغ و نفوذ و شایعه پراکنی تعریف نمودند. بنابراین این هدف نهاییدر جنگ نرم علیه یک ملت، ایجاد تغییر و دگرگونی در ساختارهای سیاسی آن جامعه و جایگزین کردن ساختارهای جدید می باشد. با ایجاد تغییر در باورها و رفتارهای یک جامعه، به صورت طبیعی مدل رفتارهای حمایتی از ساختار سیاسی موجود، تغییر پیدا کرده و مدل رفتارهای چالشی جایگزین آن می شود. در شرایطی با نظام سیاسی خود به چالش برمی خیزد که آن را مشروع ندانندو از نظر آنان، مسئولان سیاسی مقبولیت خود را از دست داده باشند. بنابراین مشروعیت زدایی و مقبولیت زدایی برای ایجاد بحران، ناآرامی و بی ثبات سازی جامعه هدف، از کارهای اصلی جنگ نرم به حساب می آید.

 کالینز، جان ام. استراتژی بزرگ.ترجمه کورش بایندر. تهران: انتشارات دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امور خارجه.۴۸۷٫۱۳۷۰.

 Fazio, R.Social changes and population. The Journal of Social science.No19.2007.17.

 کرمی، مسعود. قابلیت های سیاسی بسیج و سرمایه اجتماعی. مجموعه مقالات قدرت نرم.جلد دوم. تهران: پژوهشکده مطالعات و تحقیقات بسیج.۱۲٫۱۳۸۷٫

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *